سفر معنا

هنوز چشمم گرمای چرت بعد از ظهر رو خوب درک نکرده بود که

این گوشی زد پارش کرد 

خدا بگم هرکی مبایل رو اختراع کرد ، ای به روح پدرش صلوات .

دکمه رو زدم ولی هنوز گیجم ، با بی حالی گفتم :

 الو ، بفرماییییییید.

- سلام چطوری پسر ، چند روزه خبری ازت نیست .

- به‌ه‌ه‌ه ،احمد جان ، زیر سایه شما ، همین دو رو برام .

- وقتی میگی این دور و برا یعنی تهران نیستی ،

 وقتی اینجوری تعارف میکنی ، یعنی ایران نیستی ،

- آره ، تو شهر اشک و خنده ام ، تو سرزمین دلهره ، تو وادی عشق  .

- بازم سوریه ( آنتالیا) ، باکی اینشا‌الله؟

- نه بابا نجفم ، حاج خانم که یادته ؟

- مادر بچه ها ؟

- آره مادره بچه ها هم هست ، ولی نه حاج خانم سفر تایلند .

- به به ، چشمم روشن .

-  اون باعث شد ما هم راه بیفتیم . خدا خیرش بده

رفیق خانمم از آب در اومد ، به خانومم اسرار کرد که ثبت نام کنه ،

من هم که نمیتونستم بذارم تو این کشور نا امن تنها بیاد راهی شدم    

 - پس با خانومت بی حساب شدی ؟

- نه ، سفر سوریه رو بهش بدهکار موندم .

- کی برمیگردین ؟

- اگه زنده باشیم سه یا چهار روز دیگه .

- قبول باشه.

صدای انفجاری ساختمون رو میلرزونه و دیگه صدای حاجی رو نمیشنوم .

- الو ، الو ، چی شد ، اگه زنده ای جواب بده ؟

با صدایی که از ترس به شماره افتاده پشت خط اومد .

- نگران  ..   نباش  ...  لاستیک ... اتوبوس ... جلوی  ..  هتل ... ترکید .     

/ 1 نظر / 4 بازدید

اسرار جمع مکسر سر و اصرار به معنی پافشاری است. دقت!!!!!