برنزه کردن در 90دقیقه

سلام

نمیتونم خالی ببندم که صحر خیزم چون ساعت ثبت میشه.

ولی خوب بازم اول صبحه و تازه تازه ست داغ داغ .

دیروز سعید رو دیدم کاملا سوخته بود‌، برشته، کم مونده بود خاکستر بشه .

گفتم :رفیق چقدر خرجش کردی .

گفت : بابا خیلی نازنینه ، یک پیتزا گرفتیم با سالاد و نوشابه البته پیتزا خانواده .ظهر که شد جات خالی بود.چه حالی داد، همه چپ چپ نگاه میکردن یکی دونفری شک کرده بودند.

گفتم :پسر رنگ برنزه صورت رو میگم. برنزه که نه همچین کبابی.

راستی شما نژاد  اصلیتون آفریقایی نبوده؟

خیلی جدی شد. دیدم، چشم - دو تا کاسه خون. دیگه جای شوخی نبود.

گفتم: چی میخوری بگیرم؟

صاف تو چشمام نگاه کرد و

گفت : زهر مار!

گفتم حیف اون چشمها  و اون لب قشنگ و اون گونه های گود افتاده و اون صورت آفتاب سوخته نیست که زهر مار بهش بدی بخوره بره به درک .

اون کتی بدبخت چه گناهی کرده اول جوونی قبل از حتی خواستگاری سیاهپوش بشه.

یکی از بچه ها که داشت میشنید گفت :

رییس دانشکده دنبال شما میگرده .

گفتم : پس نمیشه زیاد منتظرش گذاشت .

به سعید گفتم : آقا فدراسیون فوتبال تبلیغ نداره برنزه در 90دقیقه . قیمتش که مناسب تر از این مراکز زیبایی و آرایشگاهی ست.

خوب مشکل اخلاقی داره ولی آدم خودش باید عاقل باشه خوبش رو جدا کنه .

سعید گفت : چشمم روشن، شما مراکز آرایشی بهداشتی هم رفتی که میدونی محیطش سالم تره .

یکی از خواهرای بسیج که از کنار ما رد میشد چنان نگاهمون کرد که نفهمیدیم چه جوری به کلاس رفتیم .

/ 2 نظر / 8 بازدید
النا

سلام سلام! باریکلا که زنگ زدی! من نفهمیدم(به قول هانیه متوجه نشدم!) که سوال تو پرسشی بود یا خبری؟؟؟[ابرو] به هر حال میتونی استفاده کنی ازش! بهت اجازشو میدم![نیشخند] من مایلم که برام بذاری! فقط کدشو بهم بده.یادت نره ها![چشمک] بعدشم راجع به مطلبت: مواظب این خواهرای بسیجی باش![وحشتناک]

ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم،اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید http://bmind.ir