وسوسه

وسوسه شیطان

 پشت فرمان اتومبیل سمند بابام اینا نشسته بودم و داشتم علاوه بر گوش دادن به موسیقی آرام و با وقار مانند یک راننده متشخص و متمدن شهری رانندگی میکردم ، راننده زانتیایی که از کنارم رد می‌شد خیلی مودبانه کله را از ماشین بیرون آورد وگفت :

-       یارو مگه ماست تو ماشینت حمل میکنی ، یکم گاز بده ، این که سوارشدی سمنده نه فرقون ،

 خوب ، بنده آدم با نزاکتی هستم ولی شما بگوید وقتی ماشین حدود یک وانت پیکان بار توی صندوق عقب داره منطقی است که بهش فشار بیاری ، پس بهتر دیدم بگذارم آقای مودب تشریفشون را ببرند ، تا مقصد چند نفر متمدن تازه به دوران رسیده هم که باید توی شلوغی خیابان بنی هاشم دست فرمان نشان بدهند ، هم آمدند و محبتی کردند و رفتند . من هم آخر بچه مثبت ، صدای ضبط را به حدی رسانده بودم که متوجه صحبت آقایان نشوم .

بعد از سبک شدن ماشین گفتم :

-       حالا مرد میخواهم بیاد لیچار بگیه تا بگم یک سمند چقدر کره میده ، ببخشید؛ ماست چقدر کره میدهد.

هوای تاریک ، جمعیت منتظر توی خیابان ، ترافیک سنگین و خلاصه راکبین انسان دوستی که تحمل دیدن مرد و زنهای منتظر تاکسی توی خیابان را ندارند ، باعث شد که دیگر هیچکس به فکر متلک گفتن به راننده‌هایی که آهسته و آرام رانندگی میکنند، نباشند.

با آنکه موزیک جاز پا میداد برای نشان دادن توانمندی یک راننده خوب ، بنده که یک شهروند متمدن هستم ضمن گوش‌دادن به موسیقی با آرامش ، هر صد متر را در بیست دقیقه طی میکردم تا به خواست خدا به منزل رسیدم و از شر وسوسه شیطان خلاص شدم و سر سالم زمین گذاشتم . خدا قسمت همه ما کند .

راستی شما اگر یک نفر جلوتر از شما با آرامش و بی‌خیال رانندگی کند و یا حتی قانومند بخواهد سرعت های مجاز را رعایت کند و ماشین شما توان تند رفتن را داشته باشد چه میکنید؟

حواست کجاست دیرت نشه ؟                                                           

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
ftm

سلام سال نو مبارک عیدی رسید کمال تشکر رو دارم قسمت بشه جبران کنم من اگه ژشت یه ماشین خونسرد گیر کنم از فناوری بوق استفاده می کنم [نیشخند]

مهدی

سلام دوست من وبلاگ جالبی داری....... به ما هم یه سری بزن با تبادل لینک موافقی؟