همدم 2

امروز هم اونجاست ، چرا میاد اینجا مگه کار و زندگی نداره.

ساعت ۴ بعد از ظهر طبق معمول همیشه به سمت خونه میرفتم .

پسر کجا داری میری برگرد . اون روز که تو توفکرش هم نبودی اومد جلو و سر صحبت رو باز کرد . ترسیدی محلت نذاره ؟ برو جلو ، دل به دریا بزن ، همه چیز خودش حل میشه .

- سلام

- سلام ،؟ چی شده ؟

- هیچی فکر کردم بهتره باهات صحت کنم .

- خوب بشین .

- اینجا ، جلوی چشم اینهمه آدم .

- کار خلافی که نمیکنی ، می‌خوایم صحبت کنیم .

- خوب، اگه کسی مارو ببینه ؟

- جای بهتری سراغ داری ؟ ولی خرج رو دستمون نذاره .

- خوب ، مهمون من .

- صبر کن، اول کاری بخوای تو  رودربایستی قرار بگیری ،من نیستم .

در ضمن اگه کسی مارو تو  رستورانی ، کافی شاپی ، جایی ببینه که بدتره.

حرفش درست بود پس تصمیم گرفتیم فقط از محل دور باشیم . با ماشین من رفتیم جمشیدیه ، هم دنجه و هم فضا زیاد داره ، اگر هم کسی دیدمون ، یه جوری جمعش میکنیم دیگه .

- خوب میگفتی .

- تو ماشین که گفتم ، خیلی سخته راجع بهش صحبت کردن . شما ازدواج کردین ؟

- یک بار

- بچه هم دارین ؟

- نه ، همسرم بچه دار نمیشد . ولی نمیخواست کسی متوجه بشه ، به همه میگفت من بچه دار نمبشم . 4 سال پیش هم فوت کرد ، بعد از آن من تصمیم گرفتم ازدواج نکنم 

- منو ببخش ، میتونم راحت صحبت کنم ؟

- بگو، راحت باش .

- من هرچه رو برای خودم بد بدونم برای زنم هم بد میدونم و هر چه رو خودم دوست داشته باشم برای زنم هم میخوام .

- این که خیلی خوبه ، پس مشکل کجاست ؟

- فکر میکنم زنم داره منو با افراد پولدار فامیل مقایسه میکنه ، وقتی باهم صحبت میکنیم همش حرفش اینکه فلانی اینکارو کرد ، بهمانی فلان چیزو برای زنش خرید و...

یک روز بهش گفتم میخوام مغازه بزنم .

گفت : دیگه چی ، که بری با زنهای مردم وایستی حره و کره کنی . همون کارمند باشی بهتره .

من هم دوست دارم خوب پول خرج کنم ولی آخه با کارمندی که نمیشه مثل اونا پول خرج کرد .

- خوب اینهارو بهش بگو .

- میدونی خیلی دوستش دارم، دلم نمیاد با حرفهام ناراحتش کنم .

- پس براش ینویس ، اینکه اینهمه تو فکر بودن نداره .

- چند شب پیش بهم گفت که دختر عمه‌اش دعوت کرده بریم سیسمونی بچه‌اش را ببینیم .

گفتم : دیشب که باهم بودیم شوهرش چیزی نگفت .

گفت : خوب خودش به من گفت .

گفتم : من رو هم که دید، چرا حرفی نزد ؟

گفت : یعنی که چی ؟ خوب میریم و زود برمیگردیم .

گفتم : آخه شب قبل تا ساعت 1.30 بیدار بودم ، پریشب تا ساعت 1 هر روز هم که دارم 6.30 میرم سر کار میخوام امشب زود بخوابم .

عصبانی شد و شروع کرد با ناخون بازومو چنگ زدن که بلند شو بریم من قول میدم زود بلند شم ، من هم پا مو کردم تو یک کفش که نمیام.

- به نظزت کارت درست بوده ؟

- خوب ، تو چی فکر میکنی ؟

- به نظر من برای اون مهم بوده که دختر عمع ‌اش رو خوشحال کنه.

- پس من چی؟ مهم نبودم .

- چرا ، اما هرکی جای خودش تو رو هر وقت اراده کنه میتونه خوشحالت کنه ، ولی برای خوشحال کردن دختر عمه‌اش همیشه وقت نداره .

- من فکر میکنم داری به خاطر همجنس بودنتون ازش حمایت میکنی ، این منو خیلی ناراحت میکنه و احساس میکنم دیگه لازمه بریم .

دوباره دارم به حرفهاش فکر میکنم ، بیراه نمیگفت ، ولی غرور من اجازه نمیداد قبول کنم.

من هنوز حرفهای زیادی دارم .

/ 5 نظر / 5 بازدید
رضا (عشق من شبنم)

ای نگاهت نخی ازمخمل وازابریشم چندوقتست که هرشب به تومی اندیشم رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است درمن انگارکسی درپی انکارمنست یک نفرمثل خودم عاشق دیدارمنست[گل]

الفهلم

سلام جالب بود.... مثل اینکه این داستان حالا حالا ا ادام دارد ///[نیشخند]

فاطمه

دوست عزيز سلام اگه مايل به تبادل لينک هستي لطفا منو با عنوان جديدترين مدل لباس 2010 لينک کن و بعد اطلاع بده تا من هم سريعا شما رو لينک کنم امار روزانه : 5000 رنک :2 http://jml2.persianblog.ir/ راستي اينم فروشگاه ژورناله ماست ××× فروش واقعا استثنائي ژورنال لباس 2009-2010 با بيش از 4200 مدل لباس از سري مدل هاي لباس شب،عروس،نامزدي،کت و دامن، کت و شلوار، اسپورت، مانتو، بچه گانه قيمت : 3900 دي وي دي

tehranpic.net

سلام دوست عزيز. آپلودسنتر عکس ايرانيان هم راه اندازي شده. ميتوني عکس هات رو به رايگان در اون آپلود کني. وقتي که سايت ايراني براي اين کار هست ، چرا بايد تو سايت هاي خارجي آپلود کرد؟! اگر هم برات مقدور بود اون رو معرفي کن و يا لينکش کن تا بقيه هم بتونن ازش استفاده کنن tehranpic.net